محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
210
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بيان تشريح بعضى عضلات امّا تشريح [ عضلِ ] وجه و جبهه : بِدان ! به درستى كه عضل وجه ، انواع آن به حسب عددِ اعضاء متحرّكه است ؛ هر يك به عضلى كه مخصوص به آن است بالذّات ، يا بالعرض - به تبعيت و شركت عضو ديگر - . و گاهى براى عضو واحد ، يك عضل است و گاه دو و گاه سه ؛ به حسب اختلاف حركات آن ؛ چنان چه از براى خدّ وَ جبهه و « 1 » دو طرف بينى ، هر يك ، يك عضله است . و عضلهء جبهه ، رقيق ، عريض ، غشائى مخالِط به جلد است ؛ براى آن كه : عضوى كه متحرّك است به سبب آن ، جلدِ خفيف است و محتاج به بسيارى جرمِ رباط و عصب نيست . و عريض غشائى ، به سبب قلّت لحم و رقّت حجم آن است كه حكم غشائى دارد كه بسيار مخالط به جلد است ؛ تا به تحريك آن ، جميع اجزاء جلد به يك حركت متحرّك گردد . و به حركت آن عضل ، بالا مىروند حاجِبين و گاه معين چشم مىباشد در تغميض به استرخاء آن . و امّا تشريح عضل مُقلَه : [ تعداد عضلاتِ ] « مقله » - به ضمّ ميم و سكون قاف و فتح لام و ها كه « حدقه » و به فارسى ، « خانهء چشم » نامند - شش عضله است : چهار از چهار جانبِ بالا و پايين و هر دو طرفِ مَاقَين - كه هر يك محرّكِ يك جهتاند - . و دو عضل مورّب واقع است ؛ براى حركت دورى آن . و يك عضل ديگر عقبِ مقله است ؛ براى حفظ و استحكام عصبهء مجوّفه كه منع نمايد آن را از استرخاء و جُحُوظ و برآمدگى و تَحديق و فرو رفتن . اين ، بنا بر مشهور است . و بعضى ، يك عضلهء مركّبه از دو عضله - و بعضى از يك عضله - گفتهاند . و بعضى گفتهاند « 2 » : يك عضله نيست و دو عضله است . و بعضى سه عضله گفتهاند .
--> ( 1 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . الف : گفته .